«The Real Dilemma is Not ‘Parliamentarism or Fascism’ but ‘Socialism or Barbarism'» (Persian)

κατάλογοςΚΑΤΕΒΑΣΤΕ ΤΟ ΚΕΙΜΕΝΟ ΣΕ ΜΟΡΦΗ PDF

This is a translation of our leaflet «The Real Dilemma is Not ‘Parliamentarism or Fascism’ but ‘Socialism or Barbarism'» in Persian from our comrades of Internationalist Voice (http://internationalist.ueuo.com/).

Μετάφραση στα περσικά της προκήρυξής μας «Το πραγματικό δίλημμα δεν είναι ‘κοινοβουλευτισμός ή φασισμός’ αλλά ‘σοσιαλισμός ή βαρβαρότητα'». Η μετάφραση έγινε από τους συντρόφους της ομάδας Internationalist Voice (http://internationalist.ueuo.com/).

معضل واقعی نه

«پارلمانتاریسم یا فاشیسم»

بلکه «سوسیالیسم یا بربریت» است

در پی قتل «پائلوس فیسس» (Pavlos Fyssas) به دست آدمكشان نئونازیست «طلوع طلایی» و دستگیری رهبراین حزب، انترناسیونالیست های یونان این اعلامیه را منتشر کردند. هشدار آن روشن است. امروزه، تنها ضد فاشیست بودن یعنی افتادن در دام «دمکراسی» دولت یونان، چیزی که اقدامات جدید سرکوب نه تنها علیه مهاجرین بلکه تمام مخالفین سرمایه داری را بدنبال خواهد داشت.

جوخه های نئو نازیست «طلوع طلایی» بازوی غیر رسمی نیروهای سرکوبگر رسمی از حكومت پارلمانتاریستی هستند كه خود عامل جنگ طبقاتی سرمایه بر علیه نیروی کار است. علیرعم همه اینها، این نقش تاریخی نازیسم بعد از تولد آن بوده است.

در چنین زمینه ای در یونان، نئونازیستها به بخشی از نئولیبرال ها در مدیریت بحران عمیق سرمایه داری داخلی تبدیل گردیده و نگرش ضد كارگری خود را از طریق افراطی ترین هوچیگری و ضد سیستمی اظهار می دارند. در نبود قدرت كارگری، آنها از درون بحران عمیق جامعه سرمایه داری ظهور كرده و از آن تغذیه كرده و عناصر ضعیف تر طبقه كارگر را با تبلیغات نژاد پرستانه و ناسیونالیستی متداول در سیاست محافظه كاران و دولت سوسیال دموكرات، سركوب نمود­ه اند.

آنها بیانگر رشد سریع نا امیدی حاصل از ورشكستگی كسبه جزء و تهی شدن بیکاران از خصایص انسانی هستند، چیزی که ناشی از سیاست های جامعه است. به لحاظ سیاسی توده­ درنده خوئی هستند، كه در خدمت تهاجمی ترین بخش های سرمایه بزرگ عمل کرده اند. نازیستها، مثل همیشه، فرزند خلف سرمایه داری انحطاط شده بوده و از رژیم های پارلمانتاریستی تغذیه می كنند.

دولت، که همانند همه قبلی ها، به تروریست های نازیست پناه داده و از آنها حمایت می کرد، امروزه بمنظور بهره برداری از رویدادها، برای اهداف انتخاباتی حقیر و عمدتا برای خنثی سازی و مهار فشار بحران ­ها به طریقی كه برای خود سیستم­ خیلی سودمند است نقش ضد فاشیست بازی می كند. [دولت] با ارائه تصویر یک دولت ضد فاشیست و نگهبان دموكراسی دخالت كرده و به نام قانون در جنگ داخلی بین «بین دو طیف افراطی» قاطعانه عمل می کند.

این تاكتیك با هدف دوباره سامان دادن خشونت انحصاری دولت که در راستای اهداف سركوبگر دستجات نازیست نیز هست، طراحی شده است. همین مسئله در تنزل سیاسی نازیست ها و تقلیل آنها به یك سازمان جنایی دنبال می شود، سیاستی كه كاملا توسط دستجات چپ پشتیبانی می شود. بنابر این خشونت «طلوع طلایی» نه بعنوان خشونت نازیستها بلكه بعنوان خشونت ساده جنایی تصویر داده می شود، چنانكه ، حملات آنها را به سادگی تا حد حساب شخصی با قربانی [تقلیل میدهند] نه اعمال تروریسم سیاسی.

در زمره طرح های دولتی، گسترش این قانون به گروه های سیاسی غیر نظامی است. برای هر شخص با اندك فهم سیاسی هر كوششی كه وجود سیاسی نازیسم را تحت پوشش «دفاع از دموكراسی» جنائی کند – چیزیكه بصورت فرصت طلبانه بوسیله تعدادی از اعضای چپ سرمایه و چپ افراطی حمایت می شود – دست دولت را در سرکوب مخالفین واقعی سیستم باز می گذارد. این سلاحی است كه دولت در استفاده از آن بر علیه مبارزین كارگری و حاملین [اهداف کارگری] عجله دارد و سر انجام در صورت لزوم برعلیه خود چپ سازمانیافته استفاده خواهد کرد.

این بازی ضد فاشیست در حال حاضر، چه توسط جناح محافظ كار برهبری دولت و چه بوسیله اپوزسیون سوسیال دموكرات هدایت شود، آمال واهدافش مدیریت سیستم، به نغع خود سیستم می باشد، که در آن، علیرغم رقابت های پارلمانتاریستی، همگی آنها بسادگی بخش های وفادار سیاسی آن سیستم هستند. این به این دلیل است که، چیزی كه در آخر نیرومند خواهد شد خود دولت است تحت عنوان حفاظت از سیستم پارلمانی، سنتی بعنوان غسل تعمید «دموكراسی».

از آنجایئكه دولت یك نهاد طبقاتی است و بی طرف نمی باشد و در حال حاضر دولت پارلمانتاریستی چیزی جزء دیكتاتوری دموكراتیك سرمایه نیست، هرگونه كمك به تقویت آن، جنگ طبقاتی بی رحمانه سرمایه بر علیه كارگران را افزایش می دهد. بعد از تمام اینها، همان رژیم پارلمانتاریستی است كه نازیسم را پرورش میدهد که بخشی از خود دولت است. مثل همیشه، ضد فاشیسم، حتی در شكل میلیتانت آن، نمی تواند چیزی جز دامن دموكراسی بورژوائی باشد.

در هر صورت ، ضد فاشیسم – حتی اگرچه به شكل جنبش عظیم توده­ای از جنبش كارگری مبارز، همانگونه كه قبلا در سالهای بین دو جنگ جهانی اتفاق افتاد، ماهیتا نمی تواند فراتر از محدوده­ دفاع از دموكراسی بورژوازی عبور كند، حتی اگرچه هم آرزوهای انقلابی درسربپروراند، بخاطر اینكه مبارزه را به بیان [اعتراض] سرمایه داری محدوده می كند، در حالی كه که مسئله اصلی برچیدن خود سیستم [سرمایه داری] است. در شرایط کنونی، نئونازیسم، بازتاب ناسازگاری گذشته در سیستم تثبیت شده و یكپارچه پارلمانی نیست، بلكه متناسب با استراتژی همان سرمایه است که توسط احزاب بورژوائی پارلمانتاریستی اجراء و راه اندازی می شود.

استراتژی بورژوازی در حال حاضر و در شرایط بحران عمیق اقتصادی تقویت سیستم بوسیله درهم شكستن طبقه كارگراست. این استراتژی كه هنوز هم در حال پیشرفت است، اگر چه هنوز در آغازش است، شامل سقوط چشمگیرقیمت نیروی كار، سرکوب سیستماتیک توده های بیکار، نظامی كردن یا حتی از بین بردن جمعیت «اضافی» از طریق تقویت كردن قانون استبدادی و تحكیم و پایدار کردن حالت اضطراری فوق العاده، خواهد بود. در دراز مدت، راه نهائی رویاروئی جهانی بین نیرویهای چند قطبی امپریالیستی خواهد بود که در حال حاضر [این رویاروئی] از طریق یك سری از جنگ های محلی و منطقه­ای انجام می شود.

در مواجهه با این چشم انداز تاریك ، تنها راه خروج از این بحران، سرنگونی سرمایه داری است. در غیر این صورت سیستم، برای دفع تهدید قیام پرولتری، سرانجام به استفاده از متد كلاسیك خواهد شد که از طریق آن مبادرت به حل بحران اصلی خود کند: جنگ جدید جهانی برای انهدام مازاد سرمایه و مردم و توزیع مجدد جدیدی از بازار چنانچه سیكل انباشت سرمایه دوباره بتواند انجام گیرد. و برای انجام یافتن این آرزو، باردیگر، كارگران را جذب خواهد کرد تا به صورت میلیونی بخاطر» شكوه و افتخار ملت» و «شكوه و جلال سرزمین پدری» «گوشت دم توپ» شوند.

ضرورت مبارزه با نئو نازیسم باید زیر مجموعه ای از مبارزه بر علیه دولت بورژوازی و سرمایه باشد. در شرایط سخت بحران سرمایه داری هرگونه چشم اندازی برای اصلاحات یا انسانی كردن سیستم امید پوچی است كه می تواند وارونه و مرگ آور باشد. آنچه ما نیاز داریم توسعه جنبش مستقل پرولتری و ایجاد سازمان سیاسی بین المللی از پیشآهنگان پرولتری است. پاسخ به جنگ سرمایه، جنگ طبقاتی است برای جامعه خودگردانی عاری از استثمار انسان از انسان دیگر.

رفقای انترناسیونالیست

آتن 25 اکتبر 2013

Advertisements
This entry was posted in ΑΝΑΚΟΙΝΩΣΕΙΣ, Other Languages. Bookmark the permalink.